تاب آوری نهادی و حکمرانی آموزشی در دانشگاه فرهنگیان: تداوم مأموریت در شرایط بحران
فرهاد علی پور
عضو هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان
دانشگاه فرهنگیان در سال اخیر همانند سایر نهادهای کشور، در معرض مجموعهای از شرایط پیچیده و پیشبینیناپذیر قرار گرفته است؛ بروز رخدادهایی نظیر جنگهای «دوازدهروزه» و «رمضان» ظرفیت آن را داشتند که زنجیره تربیت معلم را با اختلالات جدی مواجه سازند. با این حال، گذار از مرحله اختلال به مرحله تثبیت و تداوم فعالیتهای آموزشی، بیانگر کارآمدی نسبی سازوکارهای حکمرانی آموزشی و ظرفیت نهادی دانشگاه در مدیریت بحران بوده است. مدیریت دانشگاه توانسته است با راهبری صحیح و به خدمت گرفتن سازو کارهای مختلف سرمایه های فیزیکی، انسانی و اجتماعی و با تکیه بر انسجام ، وحدت و همدلی شرایطی پایدار و قابل اعتماد فراهم کند تا چرخه تربیت و آموزش همچنان فعالیت خود را ادامه دهد. با این وجود، رویکرد سیاستمحور ایجاب میکند که این تجربهها بهمثابه دادههای راهبردی برای طراحی نظامهای پیشگیرانه و ارتقای آمادگی دانشگاه در برابر بحرانهای آتی مورد بهرهبرداری قرار گیرد.
تحلیل عملکرد دانشگاه فرهنگیان در این دوره نشان میدهد که تابآوری سازمانی در سه سطح ساختاری، کارکردی و رفتاری قابل مشاهده است. در سطح ساختاری، انعطافپذیری نسبی در تنظیم فرآیندهای آموزشی و فرهنگی؛ در سطح کارکردی، تداوم ارائه خدمات آموزشی و فرهنگی؛ و در سطح رفتاری، همافزایی میان اعضای هیئت علمی، کارکنان و دانشجومعلمان نقش تعیینکنندهای در حفظ پایداری آموزشی ایفا کرده است. این همافزایی، بهعنوان یک سرمایه نهادی، نیازمند نهادینهسازی در قالب سیاستها و رویههای پایدار است.
باوجود تمام تلاش های صورت گرفته توسط همه ارکان دانشگاه، چالشهای نظاممند در حوزه زیرساختهای آموزشی، حکمرانی داده، و مدیریت منابع کم و بیش پابرجاست. محدودیتهای فناورانه، ناهمگونی دسترسی به امکانات، فشارهای برنامهای و پیچیدگیهای اداری، از جمله عواملی هستند که میتوانند کیفیت و عدالت در تجربه یادگیری را تحت تأثیر قرار دهند. مواجهه اثربخش با این چالشها مستلزم اتخاذ رویکردهای مبتنی بر شواهد، توسعه زیرساختهای یادگیری ترکیبی (حضوری-مجازی)، و بازطراحی فرآیندهای اجرایی با هدف کاهش اصطکاکهای سازمانی است.
در چارچوب حکمرانی مطلوب در هر سازمانی و بویژه دانشگاه، تلاش برای ارتقای شفافیت، پاسخگویی و مشارکتپذیری از الزامات کلیدی بهشمار میآید. تبیین روشن سیاستها، اعلام عمومی مبانی تصمیمگیری، و ایجاد سازوکارهای گفتوگوی ساختاریافته با ذینفعان، نهتنها به تقویت سرمایه اجتماعی دانشگاه منجر میشود، بلکه کارایی اجرای سیاستها را نیز افزایش میدهد. در این میان، بهرهگیری از نظامهای اطلاعاتی یکپارچه برای پشتیبانی از تصمیمگیری دادهمحور، ضرورتی اجتنابناپذیر است.
تمرکز بر مأموریت محوری دانشگاه—تربیت معلم حرفهای، توانمند و متعهد—ایجاب میکند که سیاستها و اقدامات اجرایی در راستای ارتقای کیفیت تربیت معلم همراستا شوند. مدیریت شرایط بحران، بدون انسجام نهادی، همراستایی سیاستی و هماهنگی عملیاتی میان سطوح مختلف دانشگاه امکانپذیر نیست. تجربههای اخیر نشان میدهد که همگرایی میان ارکان دانشگاه، مهمترین عامل در تضمین تداوم و اثربخشی آموزش بوده است.
در این میان، عدالت آموزشی و اداری بهعنوان یکی از ارکان حکمرانی خوب، نقشی بنیادین در تقویت تابآوری نهادی ایفا میکند. استقرار سازوکارهای عادلانه در تخصیص منابع، فرصتها و ارزیابیها، بهطور مستقیم بر انگیزش، اعتماد و پایداری مشارکت اعضای جامعه دانشگاهی اثرگذار است. تحقق عدالت، مستلزم طراحی و اجرای نظامهای شفاف، قابل ارزیابی و پاسخگو در تمامی سطوح مدیریتی است.
در مجموع، تقویت تابآوری دانشگاه فرهنگیان مستلزم گذار از رویکردهای واکنشی به رویکردهای پیشنگر و سیاستمحور است؛ رویکردی که بر انسجام نهادی، شفافیت در حکمرانی، تصمیمگیری مبتنی بر داده، توسعه زیرساختها و نهادینهسازی عدالت استوار است. در چنین چارچوبی، تداوم آموزش در شرایط بحران نه یک واکنش مقطعی، بلکه بخشی از ظرفیت ساختاری و پایدار دانشگاه خواهد بود.